![]()
جنبه اجتماعي حج
هر سال در اين كنگره عظيم جهاني، مسلمانان بيشماري از كشورهاي گوناگون، در روزهاي مشخص دور هم جمع ميشوند. اگر به درستي به اهداف حج عمل شود، تحولات ويژهاي در جامعه مسلمانان رخ ميدهد و بسياري از مشكلات مسلمانان جهان حل ميشود و منافع بيشماري خواهد داشت: «لِيَشْهَدُوا مَنَافِع لَهُمْ.» (حج: 28) حج در عين آنكه خودسازي است، وسيلهاي براي جامعهسازي هم به شمار ميرود. (تحليلى از مناسك حج، ص 188. ) افزون بر رشد اخلاقي، سبب رشد اجتماعي هم ميشود. «حج يك كنگره اجتماعي و جهاني، كنگرهاي نه در يك تالار در بسته كه در يك تنگه كوهستاني باز، نه در زير يك سقف كوتاه كه در زير آسمان بلند بيدر، بيديوار، بيقيد، بيبند، بيتشريفات. كنگرهاي نه از رؤساي كشورها، نه از نمايندگان رسمي، نه از ديپلماتهاي حرفهاي، نه از رهبران سياسي، نه از دبير كلهاي حزبي، نه از اساتيد دانشگاهها، نه از علماي روحاني، نه از روشنفكران برجسته و نه... كنگرهاي از خود مردم.» (تحليلى از مناسك حج، ص 188. ) اين اجتماع باشكوه، نه تنها ميتواند مسائل و مشكلات مسلمانان را حل كند، بلكه براي مستضعفان جهان هم ميتواند راهگشا باشد.
الف) شناخت حجّاج كشورهاي ديگر؛ مقدمه ارتباطات بعدي
در اجتماع سالانه حج، زائران به دور از هرگونه اختلاف طبقاتي، نژادي و تعصب مذهبي گرد هم ميآيند و به هدف مقدس و مشخصي توجه ميكنند. اين امتيازي است كه منافع بسياري دارد: از جمله بهترين منافع اجتماعي حج، آشنايي زائران با يكديگر است كه زمينه را براي رفع مسائل و مشكلات زائران فراهم ميكند و آنان بهتر ميتوانند در كنار يكديگر پيوند برقرار كنند و به تقويت پيوند اجتماعيشان بپردازند.
ب) تبادل افكار و انتقال اطلاعات
امام صادق عليهالسلام يكي از فلسفههاي حج را چنين بيان ميكند:
خداوند اين بندگان را آفريد... و دستورهايي را در طريق مصلحت دين و دنيا به آنها داد و از آن جمله اجتماع مردم شرق و غرب را در آيين حج مقرر داشت تا مسلمانان يكديگر را به خوبي بشناسند و از حال هم آگاه شوند. (علل الشرايع، ج 2، ص 406، ح 7. )
همچنين امام خميني رحمهالله در اين باره گفته است:
حج، بهترين ميعادگاه معارف ملتهاي اسلامي است كه مسلمانان با برادران و خواهران ديني و اسلامي خود از سراسر جهان آشنا ميشوند و در آن خانهاي كه متعلق به تمامي جوامع اسلامي و پيروان ابراهيم حنيف است، گرد هم ميآيند و با كنار گذاردن تشخصها و رنگها و مليتها و نژادها به سرزمين و خانه اولين خود رجعت ميكنند و با مراعات اخلاق كريمه اسلامي، اجتناب از مجادلات و تجملات، صفاي اخوت اسلامي و دورنمايي از تشكيل امت محمد صلياللهعليهوآله را در سراسر جهان به نمايش ميگذارند. ( امام خمينى رحمهالله، صحيفه نور، انتشارات شركت سهامى انتشار، 1361، ج 20، ص 13. )
ج) حل مشكلات جهان اسلام و تقويت روابط اجتماعي
اين پيوند نزديك سبب تفاهم و تقويت روابط اجتماعي و ارتباط بهتر و بيشتر، همراه با مهرباني ميشود و بهتر ميتوانند درباره مسائل گوناگون سخن بگويند. بدين ترتيب، زمينه مناسبي براي حقايق و معارف دين اسلام فراهم ميشود و هر كدام از آنان به عنوان نمايندگان كشورهايشان ميتوانند مسائل خود را به گوش ديگر مسلمانان و هموطنان در ديگر نقاط جهان برسانند و پس از بازگشت از اين سفر الهي، بهتر بتوانند به جامعه خويش كمك كنند.
در حقيقت، اين آموزهها و آشنايي معنوي، سرآغازي براي چارهانديشي و چارهجويي خواهد بود. در اين اجتماع عمومي كه مسلمانان فرقههاي گوناگون دور يكديگر حلقه زدهاند، راحتتر ميتوانند درباره آينده اسلام و مدينه فاضله دنيوي مشورت و براي رشد و تكامل جامعه مسلمانان چارهانديشي كنند؛ درباره منابع و دستآوردهاي علمي ـ فرهنگي كشورشان نظر دهند و شرايط را براي ترقي و پيشرفت يكديگر فراهم آورند و با بيان كاستيهاي يكديگر، براي حل آن بكوشند؛ زيرا سرنوشت همه آنها يكي است.
در دنياي امروز كه مسلمانان جهان مشكلات بسياري دارند، اين اجتماع باشكوه به آنان فرصت ميدهد تا از مشكلات كشور خود و كشورهاي مسلمان ديگر، آگاه شوند و علت مشكلات و گرفتاريهاي خود را دريابند. امام صادق عليهالسلام در اين باره ميفرمايد:
... خواستههاي مردم اطراف و بلاد مختلف بر اثر گردهمآيي در جاهايي كه وسيله تجمع فراهم ميگردد، بررسي و حل و فصل ميشود. (وسائل الشيعه، ج 8، ص 7، ح 15. )
مسلمانان در موسم حج ميتوانند كمبودها و نواقص خود را بيان و دست نياز به سوي مسلمانان دراز كنند و از آنان ياري بطلبند. همچنين به كمك ديگر مسلمانان ميتوانند مشكلات خود را رفع كنند و براي مسائل ديگر جامعه بزرگ اسلامي تصميم بهتر و جديتر بگيرند. امام صادق عليهالسلام در جاي ديگر فرموده است: «هرگاه مسلماني صبح كند و به فكر اصلاح مسلمانان نباشد، مسلمان نيست». (اصول كافى، ج 2، ص 63. )
«اين همايش بزرگ سالانه، مظهر اقتدار مسلمانان جهان و همچنين زمينهاي است تا آنان اختلافهاي فرعي خود را كنار زده و به خود آيند و يك هدف مشترك را كه همانا اعتلاي كلمه الله است، وجهه همت خود سازند و هويت اسلامي خويش را بازيابند و به مصالح جهان اسلام بينديشند تا عظمت اسلامي را آنگونه كه شايسته امت محمد صلياللهعليهوآلهاست، به ارمغان آورند». (ابعاد سياسى و اجتماعى حج، ص 178 )
د) ايجاد همبستگي ميان مسلمانان
يكي از مهمترين مسائل در كشورهاي اسلامي، اتحاد و همدلي مسلمانان است. ازاينرو، هدف بسياري از اعمال در مراسم حج، هدايت مسلمانان در مسير اتحاد و همدلي است. «فلسفه بزرگ حج، رمز وحدت مردم و مركزي براي اجتماع دلها و استحكام هميشگي و همفكري پيوندهاي گوناگون جوامع و ملل اسلامي است». (آثار تربيتى و معنوى حج، ص 54. )
انجام يك سلسله اعمال عبادي سبب شكلگيري اتحاد و وحدت و همدلي ميشود و به حل مسائل كمك ميكند و آثار فرخنده بسياري دارد: «لِيَشْهدُوا مَنافِعَ لَهُم.» (حج: 28) حج، اتحاد، دوستي، تفاهم و همفكري را در بين مسلمانان نهادينه ميكند و سوءتفاهمها را از بين ميبرد و سبب ميشود با استحكام پيوند آنان، اختلافهاي كوچك از ياد برود و در نتيجه، دين اسلام در سراسر جهان گسترش يابد.
«به هم پيوستن مسلمانان و نزديك شدن آنان به يكديگر و برقرار ساختن ارتباط همه جانبه، براي ايجاد وحدت و همبستگي، همكاري و همگرايي و همدلي و همفكري بين امتهاي اسلامي است. آگاه شدن نسبت به احوال همديگر و آشنايي از استعدادهاي گوناگون نهفته در تكتك جوامع اسلامي، از بركات اين اجتماع مهم است». (آثار تربيتى و معنوى حج، ص 54. )
هـ ) حل اختلاف مسلمانان
مسلماناني كه در مراسم باشكوه حج شركت ميكنند، با وجود پيروي از مذاهب گوناگون، نبايد به اختلافهاي جزيي بپردازند؛ زيرا سبب جدايي و پراكندگي آنان ميشود.
مراسم حج، زمينه را براي آشنايي مسلمانان با يكديگر و حل مشكلات فراهم ميسازد، عظمت آنان را نشان ميدهد و سبب تقويت اعتماد به نفس بيشتر مسلمانان ميشود و احساس ضعف و حقارت را در بين آنان از بين ميبرد. در واقع، حج يك مانور سياسي است. وحدت و همدلي مسلمانان، سبب تحكيم امنيت و برادري در بين مسلمانان ميشود و محيطي صميمي را پديد ميآورد.
امت واحد اسلامي، همانند دانههاي زنجير همفكر و همعقيدهاند. آنان يك پروردگار، پيامبر، قبله، كتاب و هدف مشترك دارند. ازاينرو، همه مسلمانان بايد به ريسمان الهي چنگ بزنند و مراقب باشند پراكنده نشود: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَميعًا وَ لا تَفَرَّقُوا.» (آل عمران: 103)
«اينجا كه رمز وحدت و پايگاه و زادگاه و جايگاه توحيد است، واجب است براي حفظ وحدت اسلامي همه اقليتها، مسلمانان خود را در اين امواج اكثريت مسلمين ادغام كنند و حساب خود را جدا نگيرند». (محمد صادقى تهرانى، درسهايى از فقه سياسى اسلام اسرار، مناسك و ادله حج، نشر صوت اسلام، ص 435. )
اين نمايش بينظير، عظمت و عزت و شكوه مسلمانان را نشان ميدهد و شرايط را براي تشكيل دولت بزرگ اسلامي مهيا ميسازد. براي تقويت همدلي و وحدت و استحكام، بايد در همه مراسم عبادي شركت كرد و با حضور در اجتماعهاي ديني گوناگون و هماهنگي با مسلمانان، خود را نيرومند ساخت و نيز براي انسجام و تقويت فرهنگ برابري و برادري از تكروي پرهيز كرد.
جنبه هاي سياسي حج
يكي از جنبه هاي مهم و اساسي حج، جنبه سياسي است كه از اهميت ويژهاي برخوردار بوده و يكي از مصداقهاي جدايي ناپذيري دين و سياست است.
«اصلاً حج بيسياست، حج نيست و كساني كه بدون در نظر گرفتن جنبههاي سياسي، مراسم حج انجام ميدهند و تنها به ظواهر عبادي حج قناعت ميكنند، قطعا از محتواي حج خارج شدهاند.» (ميقات حج، ش 4، ص 46. )
حضرت امام خميني رحمهالله در اين باره چنين فرموده است:
حج از آن روزي كه تولد پيدا كرده است، اهميت بُعد سياسياش كمتر از عبادياش نيست و بُعد سياسي علاوه بر سياستش، خودش عبادت است... و شايد جنبههاي سياسي و اجتماعي آن بر جنبههاي ديگرش غلبه دارد. (صحيفه نور، ج 15، ص 23. )
در اين كنگره سياسي ـ عبادي، مسلمانان كشورهاي مختلف، از مسائل گوناگون آگاه ميشوند و خطرها و توطئههاي دشمنان را به يكديگر گوشزد ميكنند. اين جنبه حج را از زاويههاي گوناگون ميتوان بررسي كرد:
الف) انتقال فرهنگ مبارزه سياسي به مسلمانان ديگر كشورها
مسلمانان شركت كننده در اين مراسم در كنار خانه امن الهي كه مركز جهان اسلام است، ميتوانند بسياري از گرفتاريها و نابساماني خود و ديگران را حل كنند. هدف اصلي دشمنان مسلمانان، ايجاد اختلاف ميان فرقههاي اسلامي است. آنها با پاشيدن بذر نفاق ميخواهند به هدفهايشان دست يابند و راحتتر بر مسلمانان حكومت كنند. در اين مراسم، مسلمانان به سرنوشت يكديگر توجه دارند و در پي آن هستند تا دشمن واقعي خود را بشناسند و از توطئهها و نقشههايش آگاه شوند و نقاب از چهره او بردارند و در برابرش بايستند و با او مبارزه كنند.
ب) دشمنشناسي
مسلمانان در حج ياد ميگيرند كه دشمنان خود را دست كم نگيرند و شعار «تفرقه بيانداز و حكومت كن» آنان را هميشه به خاطر ميسپارند. مسلمانان در حج درمييابند كه هدف دشمنان اسلام، غارت منابع مسلمانان و استثمار و استعمار است. ازاينرو، به دشمنان اجازه نميدهند بر آنان تسلط يابند.
اين كنگره عظيم، بهترين فرصت براي برنامهريزي براي رويارويي با دشمن است؛ زيرا دشمن هميشه در كمين است. مسلمانان با برگزاري باشكوه مراسم حج، به دشمنان ميفهمانند كه حج تنها مراسمي عبادي نيست.
ج) خنثي سازي توطئههاي تبليغي استكبار جهاني
مهمترين جنبه سياسي مراسم حج، خنثي كردن توطئههاي دشمنان است. مسلمانان بايد همواره هشيار باشند و تكتك توطئههاي دشمنان را بشناسند و با قاطعيت با توطئهها برخورد كنند. «امروز استكبار جهاني، حتي پيش از خود مسلمانان به اين حقيقت پيبرده است كه لايزال الدين قائما ما قامت الكعبه و دانسته است كه حج با بار سياسي و محتواي بيدار كننده و ابعاد مختلف اجتماعي، سياسي، فرهنگي، نظامي و اقتصادي چه حركتي را در سطح ملل مسلمانان جهان ميخواهد بيافريند و هر سال تحول بنيادين را در روابط داخلي و نيز در صحنه جهاني ميتواند به وجود آورد». (عباسعلى عميد زنجانى، در راه برپايى حج ابراهيمى، قم، مشعر، 1375، ص 114 )
به همين دليل، دشمنان همواره ميكوشند اين حركت سياسي را تنها حركتي عبادي معرفي كنند كه محتواي سياسي ندارد. آنان به خوبي ميدانند كه اگر اين مناسك با تشريفات ظاهري برگزار شود، براي آنان هيچ خطري ندارد و ميتوانند در بسياري از موارد، منافع خود را نيز تأمين كنند و آرام آرام درباره چگونگي برگزاري مراسم حج، نظر بدهند. در حقيقت، حج، قدرت، وحدت، يگانگي و همبستگي مسلمانان را نشان ميدهد تا دشمن به اين قدرت و وحدت بينظير پي ببرد. «حج، باشكوهترين تجلي قدرت جهاني اسلام براي همه عصرها و نسلهاست». (ابعاد سياسى و اجتماعى حج، ص 24.)
در روايت آمده است: امام صادق عليهالسلام فرمود: «اَلْحَجُّ جِهادُ كُلِّ ضَعفٍ؛ حج، جهاد ناتوانان است.» (. وسائل الشيعه، ج 8، ح 14، ص 7. ) در اين جهاد، ناتوانان با استكبار جهاني مبارزه و توطئههاي آنان را خنثي ميكنند و چهره شرك و نفاق و توطئهگران را آشكار ميسازند.
د) برائت از مشركان
يكي از نمودهاي عيني بعد سياسي حج، برگزاري مراسم برائت از مشركان است برائت و بيزاري جستن از مشركان و كافران، از فروع دين است. خداوند يكتا در اين باره چنين فرموده است:
وَ أَذانٌ مِّنَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَي النّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ اْلأَكْبَرِ أَنَّ اللّهَ بَريءٌ مِنَ الْمُشْرِكينَ. (توبه: 3)
و اين آيات اعلامي است از جانب خدا و پيامبرش به مردم در روز حج اكبر كه خدا و پيامبرش در برابر مشركان تعمدي ندارند (و از آنان بيزارند).
امام خميني رحمهالله نيز درباره مراسم برائت از مشركان چنين گفته است: «حج بيبرائت، حج نيست». (پيام امام خمينى رحمهالله به حجّاج بيت الله الحرام، خرداد 1366.)
دوري جستن از شيطان و دشمنان خدا در ديگر اعمال حج نيز ديده ميشود، مانند رمي جمرات كه نماد شيطانزدايي است. در مراسم برائت از مشركان نيز شيطانهاي كوچك و بزرگ را سركوب و رسوا ميكنيم.
«اعلان برائت در حج تجديد ميثاق و مبارزه و تمرين تشكل مجاهدان براي ادامه نبرد با كفر و شرك و بتپرستيهاست كه سرآغاز علني ساختن منشور مبارزه و سازماندهي جنود ابليس و ابليسصفتان است». (پيام امام خمينى رحمهالله به حجّاج بيت الله الحرام، خرداد 1366. )
دشمنان با ديدن چنين اجتماع عظيمي، وحشت در دلشان رخنه ميكند و از قدرت بينظير مسلمانان ميهراسند. «فلسفه برائت از مشركان در جهان امروز مبارزه با سلطهجويي قدرتهاي طاغوتي، استقلال، عزت و اقتدار مسلمانان جهان است.» (. محمد محمدى رىشهرى، حج و عمره در قرآن و حديث، با همكارى عبدالهادى مسعودى، ترجمه: جواد محدثى، نشر دارالحديث، چ 1، ص 430. ) مراسم برائت از مشركان، نشانه قدرت مسلمانان و عزم آنان براي نابودي دشمن و مبارزه با تبليغات پوچ و بياساس آنان است و اين اعتماد به نفس مسلمانان، راه را براي رهايي محرومان و مستضعفان، هموار ميكند و جلو تجاوز دشمن را به مسلمانان ميگيرد.
مراسم حج، بهترين فرصت براي بيزاري جستن از دشمنان خداست، ولي تنها زمان و مكان نيست، بلكه در همه زمانها و مكانها وظيفه مسلمانان اين است كه بيزاري و برائت خود را به گوش جهانيان برسانند.
هـ) مسئله جهانيسازي حج
از مهمترين مسائل اساسي در عصر ما، مسئله جهانيسازي حج است. جهانيسازي به معناي نهادينه كردن يك الگوي رفتاري براي جهان است. موضوع جهانيسازي حج نيز از جمله مسائلي است كه ميتوان آن را در سطح بينالمللي مطرح كرد. در همه دينها، مكانهاي مقدسي وجود دارد كه افراد به آنجا ميروند و به عبادت ميپردازند. براي نمونه، بيتالمقدس، مكاني مقدس براي همه دينهاست. مكه نيز سرزمين مقدسي است كه قداست ويژهاي براي مسلمانان دارد. دينهاي ديگر نيز قرنهاست كه به آن توجه دارند و نميتوانند عظمت آن را انكار كنند.
كعبه، نخستين خانهاي است كه خداوند براي هدايت و رحمت جهانيان بنا كرد. پروردگار يكتا در قرآن ميفرمايد:
إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكًا وَ هُدًي لِلْعالَمينَ. (آلعمران: 96)
نخستين خانهاي كه براي مردم بنا شده، همان است كه در مكه است؛ خانهاي كه براي جهانيان سبب بركت و هدايت است.
يادآوري اين نكته ضروري است كه خداوند همه را در اين آيه، با عنوان «ناس» ياد ميكند. مكه، محلي براي قيام و حركت همه مردم، قيام براي آزادي و رد همه محدوديتها و رفع نااميدي است. همه مردم با همدلي، دور هم جمع ميشوند و با يكديگر سخن ميگويند و با هم آشنا ميشوند. اين آشنايي، آثار و بركتهاي فراواني دارد. مكه، مكاني براي بيان دردها و مشكلات و كاستيها و نشاندهنده چهره واقعي دشمنان است. در اين سراي مقدس، دلهاي مشتاق و خسته، يكديگر را ميجويند و براي هم دل ميسوزانند و در پي چاره خواهند بود.
«اگر به مناسك و اعمال حج به دقت بنگريم، همه اعمال و مناسك را ميتوان به عنوان يك دستورالعمل براي عموم جهانيان قابل اجرا دانست؛ زيرا حج به عنوان يك عبادت جهانشمول با مناسك و احكام ويژه حركات نمادينش، نموداري است از يك جامعه امن اسلامي و تمريني براي تأمين صلح و ثبات امنيت عمومي در طول حيات اجتماعي انسان در همه جا و هر زمان است». (1. ابعاد سياسى و اجتماعى حج، ص 180.)
و) قابل تعميم بودن
مناسك و مراسم حج، چون مانند نوعدوستي و عدالت است، قابل اجراست. مسئله ديگر جهانيسازي، جنبه اقتصادي است. جهانخواران كه هدفشان برتري جويي و تسلط بر مردم مستضعف و كشورگشايي است، ميخواهند آنها را به خود وابسته كنند. مراسم حج، مردمان جهان را آگاه ميكند و آنان را از وابستگي و به ويژه اقتصاد تك محصولي ميرهاند. پوششي كه خداوند براي زائران در نظر گرفته است، ساده و بيآلايش و به دور از تجمل است و اين نشاندهنده سادهزيستي و دوري از مصرفگرايي است. در حقيقت، حج، فرصتي براي فقرزدايي است. به اين ترتيب، ميتوان نقشههاي استعمارگران را نقش بر آب كرد و بر قدرت مسلمانان جهان افزود.
ملتهاي جهان ميتوانند به راحتي در كنار يكديگر با آرامش و بدون ترس و جنگ و خونريزي و خشونت، فرهنگ و ارزشهاي دينيشان را منتقل كنند و صلح و امنيت جهاني را برقرار سازند. با برگزاري كنگره جهاني و سالانه حج ميتوان اين ارزشها و هدف را مطرح كرد.
اگر همگان به اين فرمان اخلاقي كه در اين همايش بينظير آمده است، عمل كنند، صلح و صفاي كامل برقرار ميشود. حج در واقع، يك منشور اخلاقي عمومي است. يكي از موردهاي اين منشور اخلاقي، رعايت عدالت و برابري و يكساننگري است. هر كسي، از هر طبقه اجتماعي، در برابر پروردگار بيهمتا يكسان است و تهيدست و توانگر معنا ندارد و ارزش هر كسي، به كردار و پندار و رفتار او بستگي دارد. حتي تبعيض و چشم و همچشمي هم جايي ندارد. همه گرايشهاي قومي، قبيلهاي و زباني باطل است و همگان در برابر قانون الهي برابرند. اينگونه است كه ديوارهاي تبعيض فرو ميريزد.
از ديگر موردهاي مهم منشور اخلاقي، سادهگرايي و سادهپوشي و دوري از تجمل است كه رمز موفقيت و پيشرفت است. كسي بر كسي فخر نميفروشد و تكبر نميورزد و همه به يك هدف واحد ميانديشند و به سوي يك مقصد ميتازند. ازاينرو، نظم اجتماعي، ويژگي اصلي به شمار ميآيد.
با كمرنگ شدن خودخواهي و خودپرستي و پر رنگ شدن فرهنگ تجاوز نكردن به حقوق ديگران، آزار نرساندن به ديگران، توجه به نظم اجتماعي و زيستن در كنار يكديگر بدون جنگ و خونريزي، ميتوان با شتاب سوي دهكده جهاني نبوي حركت كرد.
«طواف، يادآور اين نكته است كه بايد براي كارهاي خود حد و حدود قايل شد و از حريم خود تجاوز نكرد و در عين حال پيوسته و با اتحاد و يكدلي به سوي هدف رفت. كنگره سالانه حج، عاليترين نمونه همبستگي و تجمع ويژه مساوات و برابري و برجسته و گوياترين نمونه و شعار مبارزه با اختلافات طبقاتي است». (حسين انصاريان، در بارگاه نور، نشر مشعر، 1382، چ 2، ص 99. )
«حج، كنگره ملل متحد است. از جنبه جهان شمولي، حج، بزرگترين واقعه ميان فرهنگي است كه به طور مداوم از زمان ظهور اسلام تا امروز در سطح جهاني صورت ميگيرد. حج تنها جريان ارتباطي ميانفردي و ميانفرهنگي امت است كه به واسطههاي سازماني، رسانهاي، ابزاري و تكنولوژي تكيه ندارد و اساس آن بر سه موضوع خلقت وحدت و امت متكي است. حج تنها بسيج جهاني و مردمي است كه بر صلح و امنيت برپا ميشود و در تمام همايش و كنگرههاي جهاني نام افراد با نام، شغل، تابعيت، مليت، نژاد، لباس، ثروت و قدرت شناخته ميشود. در حاليكه در جهان شمولي اسلام كه تنها يكي از فرايض مختلف اسلام است، اين شناخت هويت به دور ريخته شده است». (حميد مولانا، مقاله «اتحاديه امت اسلام طرحى در پىآمد و ساختار جهان شمولى اسلام»، فصلنامه انديشه تقريب، سال اول، زمستان 1382، چ 1، صص 43 و 44.)
جنبه هاي فرهنگي حج
يكي ديگر از جنبه هاي مهم اين گردهمآيي باشكوه، جنبه فرهنگي آن است كه اساس و پايه دين اسلام و مهمترين عامل رشد و بيداري فكري مسلمانان به شمار ميآيد. جنبه فرهنگي حج، مقدمهاي براي گسترش فرهنگ اصيل و پوياي اسلام است. حج، نشان دهنده ارزش و فرهنگ اصيل اسلام است. براي نمونه، تماشاي آثار تاريخي در سرزمين وحي و مدينهالرسول، گنجينه غني و مهمي براي مسلمانان است.
حج، بهترين و مناسبترين پايگاه نشر دين و مبادله فكري و فرهنگي است. «حج، فرصتي مناسب براي نشر مرام و مكتب اولياي الهي است تا جهان اسلام هر چه بهتر با اين فرهنگ حياتبخش آشنا شوند و فروغ و جلوه دين را در سيماي خاندان عصمت بنگرند.» (جواد محدثى، چهل حديث، قم، نشر مشعر، 1375، ص 49. ) دوام و قوام اين مراسم باشكوه، مستلزم تقويت اين جنبه از جنبههاي گوناگون حج است كه ضامن سلامت دين است و آن را از جنبههاي گوناگون ميتوان بررسي كرد.
الف) تبادل فرهنگ و افكار
در اين مجمع سالانه، از هر كشوري، شماري به عنوان نمايندگان جامعه خود حضور مييابند. شركت اين افراد، براي آشنايي با انديشه و افكار و انتقال اطلاعات با يكديگر است و اين تبادل افكار و انديشه ميتواند در زمينههاي گوناگون عقيدتي، اجتماعي و سياسي اثرگذار باشد.يكي از مهمترين عوامل فرهنگي، تبادل فرهنگها و اطلاعات در جهان اسلام است. اين اجتماع سالانه سبب ميشود كه اخبار و اطلاعات مربوط به پيامبر و خاندان رسالت بهتر و بيشتر منتقل شود و مسلمانان روش و منش نبوي را گسترش دهند. ازاينرو، حج، مهمترين پايگاه پيامرساني است.
امام صادق عليهالسلام در اين باره چنين ميفرمايد:
اگر كسي بگويد چرا به حج فرمان داده شده است، در پاسخ گفته ميشود به علت اينكه دينشناسي و نقل سخنان و اخبار ائمه اهلبيت عليهمالسلام به هر منطقه و ناحيه است. (محمد محمدى رىشهرى، ميزان الحكمه، مكتب الاعلام الاسلام، 1367، چ 2، ج 2، ص 266. )
امام صادق عليهالسلام در جايي ديگر، درباره فلسفه حج فرموده است:
تا آثار و اخبار رسول خدا شناخته شود و از آن نام برند و فراموش نشوند. (علل الشرايع، ج 2، ص 406، ح 7.)
همچنين ايشان ميفرمايد:
اگر هر ملتي تنها در سرزمين خود گفتوگو ميكرد و درباره آنچه در آنجاست فكر ميكرد، به هلاكت ميرسيد و بلاد خراب ميشد و منافع و سودها از ميان ميرفت و اخبار پايان مييافت و به اين حقايق واقف نميگرديد، اين است فلسفه حج. (علل الشرایع ، ج 2، ص 45، ح 6. )
اجتماع كنندگان در اين گردهمآيي سالانه، با وجود تفاوت در رنگ و نژاد و قوميت، دور هم جمع ميشوند و چون داراي ريشه فرهنگي و عقيده مشترك و اسلامي هستند، راحتتر و بهتر ميتوانند به تبادل افكار بپردازند.
انتقال فرهنگها سبب ميشود هنگامي كه به وطن خويش بازگشتند، آموزههاي اسلامي را گسترش دهند و چهره واقعي اسلام را آشكار سازند و بكوشند مسلمانان به قدرتي بزرگ تبديل شوند. مقام معظم رهبري در اين باره به مسلمانان سفارش ميكند:
در حج، شما برادران و خواهران كه از نقاط مختلف جهان در محشر عظيم حج گرد آمده و در هجرت از من قومي ـ نژادي حرفهاي به ماي اسلامي و قرآني پيوستهايد، مناسب است مسائلي را مد نظر داشته باشيد و درباره آن با ديگر مسلمين تبادل انديشه كنيد و پس از سفر حج به آن عمل كنيد.( پيام مقام معظم رهبرى، 26 خرداد 1370. )
شناخت آموزههاي اسلامي و گذشته پرافتخار اسلام و آشنا شدن بهتر و بيشتر مسلمانان با فرهنگ پوياي اسلام و انتقال آن به نسلهاي آينده، سبب حفظ هويت اسلامي ميشود.
• ب) آشنايي با وضعيت اجتماعي فرهنگي سرزمين وحي مكه، سرزمين وحي، پايگاه و پايتخت مسلمانان، داراي شرافت و عظمت ويژهاي در ميان شهرهاي اسلامي است و ويژگيهاي منحصر به فردي دارد كه برگزاري مراسم باشكوه حج، بر اهميت اين شهر افزوده است.
مراسم حج سبب شده است اين شهر مقدس، مطرح و از نظر فرهنگي و تاريخي، جهان اسلام تقويت شود. دين بزرگ اسلام، از اين سرزمين مبارك، به سراسر جهان منتشر شد، ولي متأسفانه از اين سرزمين نور و رحمت نتوانستهاند به شكل مناسبي سود جويند و اسلام را در جهان تشنه آموزههاي آسماني، گسترش دهند.
در حال حاضر، بخشي از ساكنان مكه، از مهاجران كشورهاي هند، پاكستان و افغانستان و.. هستند و سرگرم فعاليتهاي اقتصادياند. ازاينرو، بيشتر فضاي اقتصادي و بازرگاني بر شهر مكه حاكم است. تنها هنگام برگزاري مراسم حج و عمره، معنويت در مكه به چشم ميآيد و ديگر شهري قديمي نيست.
در مراسم حج بايد براي زدودن فرهنگ استعماري بسيار كوشيد، ولي متأسفانه جلوههاي بيگانگان كه به شكل كالاهاي رنگارنگ است، وارد اين سرزمين مقدس شده است. بازارهاي مكه و مدينه، پر از كالاهاي بيگانگان است و روح وابستگي به چشم مي آيد.
از نظر سياسي نيز سياست وابستگي به غرب و غربزدگي آشكار است و اين نشاندهنده سياست كشور عربستان است. حكومت عربستان، مردمي و مستقل نيست و حكومتي موروثي است. فرهنگ غرب، در عربستان به شكلي گسترده گسترش يافته است. براي نمونه، لوحهاي فشرده مبتذل و مواد مخدر در اين سرزمين پخش ميشود. سران كشور عربستان، به غرب وابستهاند و گرايش ويژهاي به قدرتهاي استكباري دارند. آنان براي تكيه زدن بر تخت قدرت، در پي آن هستند كه زائران با روح حج بيگانه باشند. آنان خوب ميدانند كه شكوه و تشريفات ظاهري اين مراسم، نه تنها براي آنان زياني ندارد، بلكه حجي كه از معنويت بيبهره باشد، نميتواند اثر ارزشمندي نيز داشته باشد. ازاينرو، حجي كه به رسالت آسماني خود نپردازد و هياهوي ظاهري بسياري داشته باشد، سود بيشماري براي دشمنان دارد.
بيشتر اهالي اين سرزمين، اهل تسنن هستند و ورود غيرمسلمانان، به عربستان ممنوع است. با وجود اين، حاكمان عربستان، براي از بين بردن شعاير اسلامي، مكانهاي تاريخي و اسلامي را ويران ميكنند تا آثار اسلامي را از چهره عربستان بزدايند. آنان به ميراث اسلامي بيتوجه هستند و اين بيمهري يكي از راههاي پيكار وهابيت و استعمارگران با اسلام ناب محمدي است.
اين عوامل نشان ميدهد كه دشمنان اسلام از هر وسيلهاي، براي از بين بردن اسلام بهره ميبرند. مهم نيست اين وسيله، فرهنگي باشد يا سياسي. تنها مهم اين است كه دين مبين اسلام آسيب ببيند.
• ج) دفاع معقول و منطقي از مباني تشيع
يكپارچگي و همبستگي همواره رمز پيروزي مسلمانان بوده است. «به همين دليل، دشمنان اسلام و مسلمانان، براي از بين بردن همبستگي، از راههاي گوناگوني وارد ميشوند تا به هدفهاي شوم و پليدشان دست يابند. دشمنان در چند دهه اخير، با ايجاد تفرقه و پاشيدن تخم نفاق، ميكوشند مسلمانان را از يكديگر دور كنند. در اين راستا، آنان تلاش ميكنند مذهب شيعه، در جهان منزوي شود؛ زيرا استراتژي شيعه در طول تاريخ، تكيه بر مكتب اهل بيت عليهمالسلام، همكاري نكردن با ستم و فساد و تجاوز بوده و دست بيعت به ظالمان و غاصبان نداده و غرامت اين آزادگي و ستمستيزي را در زندانهاي مخوف و بر چوبههاي دار و با شهادت و اسارت پرداخته است». (محمد تقى رهبر، اخلاق و آداب در حج و زيارت، قم، مشعر، 1383، ص 122 )
متأسفانه، پيروان برخي از فرقههاي اسلامي از روي ناداني يا غرضورزي و در جهت دشمني با شيعه، با بيان و ترويج عقايد خود و نفي و انكار عقايد شيعه به شبههپراكني ميپردازند. حج، فرصتي بسيار مغتنم است تا با منطق و استدلال و به دور از هرگونه تشنجآفريني در سمينارها و گفتوگوهاي دوطرفه، عقايد اصيل شيعه به ديگران، منتقل و به شبهههاي موجود در زمينههاي گوناگون از جمله شفاعت، توسل، سجده بر خاك، مهدويت، غدير و... ، پاسخ داده شود.